کوثرکوثر، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 5 روز سن داره

دلبندم کوثر

...

سلاااام.واااااااای دخترا !چقدر تنبل شدم. از کی نیومدم آپ کنم.همش تقصیر این لاین وایبره.اونجا هم گزارش لحظه به لحظه دارم برای فک و فامیل هم عکساتونو میفرستم!!! دیگه از وبلاگ نویسی افتادم.باید بگم اوضاع هردوتون خوبه.فقط کوثری یکم حساس شده.دیرش میشه فاطمه زهرا بزرگ شه. هی میچلوندش!که چرا بزرگ نمیشه...ولی مامانی بزرگ شدنت رو حالا در برابر فاطمه زهرا متوجه میشیم با اینکه هنوز به تکون میگی کتون، به بشقاب میگی قشقاب ،به یخچال میگی اخچال...ولی واقعا بزرگ شدی گلم. وفاطمه زهرای گلم تو هم هر روزت باروز قبلیت فرق میکنه.خدا هردوتونو برامون حفظ کنه. این عکسا از قبله: جهـــــان را بـــدون ناخن های لــــاک زده ...
19 آبان 1393

فاطمه زهرا کوچولو

آبجی کوچولوت بیست و دوم مهرماه ساعت 9 صبح (یه نیم ساعت زودتر از شما)دنیا اومد. باهمون احساس قشنگ و شیرینی های زمان تولدتو. هرکی میبیندش میگه عه!این که کوثره که. خیلی شبیه بچه گیاته.ولی بیشتر از تو مارو اذیت میکنه.دیشب مامان ریحانه منو تو مسجد دیده میگه وای چشماتون چه کم خوابه... توهم خیلی دوستش داری. اوایل اگه کنترلت نمیکردیم دوستیت دوستیه خاله خرسه میشد! اما الان یکم کوتاه اومدی. قول دادی که فقط دست و پاشو ببوسی!بغلش هم نکنی و بهش خوراکی هم ندی!ولی ازیه چیزی که نمیگذری،لی لی حوضک خوندن براش. هم رو دستش هم رو پاش .اونم وسط شیر خوردنش!طفلی بدش میاد و پاهاش رو جمع میکنه اما مگه تو بیخیال میشی! دیگه لباساتو خودت عوض نمیکنی!مجبورم کارای تور...
6 آبان 1393

بدون عنوان

سلام گلم.بالاخره وقت شد که بیام و یه سری به وبلاگت بزنم. امروز دقیقا یه سال میشه که اومدیم به این شهر. یه سال پر از اتفاقات خوب و بد.حالا فعلا امشب برات از بهترین و شیرین ترین و قشنگترین اتفاق امسال برات میگم: تولد آبجی کوچولوت فاطمه زهرا وای که چقدر سخته گذاشتن عکسش.از بس تو بغلمونه.دوساعته دارم ویرایش میکنم خیلی خوب.فعلا بسه تا دفعه ی بعد عکس دوتایی تونو بذارم   ...
3 آبان 1393